تبليغاتX
" کبوتر با کبوتر ، باز تنهاســــت " - من زنده ام . . .

" کبوتر با کبوتر ، باز تنهاســــت "

نوشته های یک روح بر دیوار زندان جسم . . . .

قطرات باران عشق بر کویر قلبم بارید و من زنده شدم ، اینک من شمارش نفس هایم

 را نیز در دست دارم و با امید به رسیدن به قله ی خوشبختی به راه افتاده ام . . . .

کمر همت را آنچنان بسته ام که کمر نا امیدی شکست . . . .

در این مسیر حتی بر دره های نا امیدی پلی از جنس امید خواهم زد . . . .

من می روم و می دانم به آنچه می خواهم می رسم . . . .

بابا نا سلامتی من اشرف مخلوقاتم اگه من به چیزایی که می خوام نرسم ، کی برسه ؟؟!!

دوباره نمی خواهم نا امیدی منو ببینه ، با غم خداحافظی کردم . . . .

سلام زندگی . . . .

راه حل زندگی فقط قناعته ، همین و بس . . . .

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 10:29 بعد از ظهر توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |


html>