- همه زدن تو هم بزن ،
- آره زدی خوب زدی ،
- همه زدن هیچی نشد ولی تو که زدی تموم شدم ،
- اونا نارو زدن ، از پشت خنجر زدن و با نهایت نفرت زدن ،
- ولی تو فقط یه تلنگر زدی ، تلنگر به قلبی که آماده شکستن بود ،
- شکستم . . . .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 1:24 بعد از ظهر توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |
الهی سر بشکند ، پا بشکند ، دل نشکند . . . .
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 2:9 بعد از ظهر توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |
همیشه سعی کردم بدون عشق از عشق بنویسم و فکر می کردم که واقعا چه
خوب می نگارم ولی حالا متوجه شدم هرچه که نوشتم اراجیف بوده .
با عشق واقعی آدم متعالی میشه ، آدم با عشق دنیا رو قشنگ میبینه ،
اصلا می دونی چیه با زندگی حال می کنم .
اگه در دیده عاشق نشینی
بغیر از خوبی دنیا چه بینی ؟؟
می دونی چیه ؟؟ چون روح خداوند متعال تو وجود آدمه ، بشر شیفته مهربونی
و زیبایی میشه ، پس در نتیجه عشق حقیقت داره و از فطرت خداجوی آدمی
نشات می گیره ، پس اگه عاشق شدی و با وجود اینکه می دونی ممکنه به
عشقت نرسی باز هم خوشحال باش بخاطر اینکه یه حس زیبای خدایی به تو رو کرده . . . .
چی گفتم ؟؟!! ![]()
+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 11:39 بعد از ظهر توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |