تبليغاتX
" کبوتر با کبوتر ، باز تنهاســــت "

" کبوتر با کبوتر ، باز تنهاســــت "

نوشته های یک روح بر دیوار زندان جسم . . . .

به نام زندگانی حرامم شد جوانی :

بدون هیچ مقدمه ای تف به مرامت نا رفیق .

امشب به اندازه تمام بی وفایی ها دنیا رو شناختم .

واقعاً که ، مات و مبهوت ماندم :

آخه خیلی حرف داره ، کسی که این همه ادعای رفاقتش می شد تو زرد از آب در بیاد وبهت

نارو بزنه !!

ما رو داشته باش رو دیوار قلب کی یادگاری می نویسیم ؟!

ای دو روی دو دره باز .

یادته یه روز بهم گفتی اگه ثابت کنی که دروغ گفتم از این شهر میرم ؟؟ حالا وقتشه ، دستت

 روشد برو ، از دیار ما برو ولی نه تو نرو من میرم چون مایی وجود نداره من تو دیار خودمم

 غریبم .

ولی اینو بدون که خیلی پستی ، منو بگو که زندگیمو پای رفاقت با تو دادم . خودت خوب می

دونی چی میگم !

نا رفیق ننگ بر تو، حیف زمین گرم واسه تو . . . .

" نیش دوست از نیش عقرب بدتر است      پس بزن عقرب که دردش کمتر است "

 

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 9:43 قبل از ظهر توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |


 

سلام با این که تو ترک هستم و ترک عادتم موجب مرضه ولی بازم اومدم یه خورده بنویسم آخه خیلی دلم

گرفته خیلی .

نه نپرس واسه چی ؟ آخه نمی تونم واست توضیح بدم آخه تازه فهمیدم که :

تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست

ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

فقط همین و میگم که خیلی دلم گرفته از دست این روزگار و بلا نسبت آدماش ، تازه یه حس خوب ویه بهونه

 واسه ادامه ی زندگی پیدا کرده بودم که اونم دروغ از آب در اومد می دونی که " عشق " رو میگم .

آره " اینک تنها ترینم بیا و به شکستنم بنگر و هرگز عاشق مشو که عشق همان دلهره روزهای بی

قراریست و در آخر شــکســـت . . . . "

زندگی ای بی وفا یه روز تلافی میکنم . . . .

تا بعد اگر باشد .

 

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 11:23 بعد از ظهر توسط مــــــــــــــــرداب شماره 13 |


html>